الشيخ المنتظري
84
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
بعضى از شارحان « آبر » را « آثر » خوانده اند ، اگر « آثر » باشد از مادّه « اَثَرَ » به معناى خبر است ; يعنى اميد است تندباد عذاب بر شما نازل شود و هيچ خبردهى از شما باقى نماند . برخى ديگر هم آن را « آبز » خوانده اند كه به معناى جهنده است . خوارج به حضرت على مىگفتند : چون حاضر به حكميّت شده اى كافر شده اى و بايد از اين گناهت توبه كنى ، و اصرار داشتند كه حضرت علناً توبه كند . حضرت در اين مورد مىفرمايند : آخر چه كرده ام كه كافر شده ام « أبعد ايمانى بالله و جهادى مع رسول الله اشهد على نفسى بالكفر ؟ » آيا بعد از آن كه به خدا ايمان آورده ام و آن همه در جنگها در ركاب رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) بودم ، عليه خود شهادت به كفر بدهم ؟ اگر فقط مسأله حكميّت باشد ، حكميّت را شما بر حضرت تحميل كرديد ، حضرت امير ( عليه السلام ) تا پيروزى بر معاويه چند قدمى بيشتر نداشت و اين خوارج بودند كه از پيروزى جلوگيرى و حكميّت را بر آن حضرت تحميل كردند ، وانگهى حكميّت در جاى خود يك امر عاقلانه و لازم است ، منتها آنان به جاى ابن عبّاس و مالك اشتر ابوموساى اشعرى را به حضرت تحميل كردند ; حالا حكميّت را گناهى در حدّ كفر مىدانند و از او مىخواهند توبه كند . از اين رو حضرت فرموده اند : « لَقَدْ ضَلَلْتُ اِذاً وَمَا اَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ ! فَاُوبُوا شَرَّ مَآب ، وَارْجِعُوا عَلَى اَثَرِ الاَْعْقَابِ » ( اگر سخن شما را بپذيرم در اين هنگام گمراه شده و از راه راست خارج شده ام ! پس به بدترين جايگاه رهسپار شويد ، و از راه حق عقب گرد كنيد . ) « لقد ضللت اذاً » يعنى اگر بعد از آن كه به خدا ايمان داشتم و در راه خدا هم مجاهده كرده ام عليه خود شهادت به كفر بدهم ، اين يك گمراهى است و نشانگر آن است كه « ما انا من المهتدين » من هدايت نشده باشم . من هيچ گاه حاضر به چنين اقرارى عليه خودم نيستم و اقرار نمىكنم كه هدايت نشده بودم . « فاُوبوا شرَّ مآب » ، « اوبوا » به معناى « ارجعوا » يعنى برگرديد ، و « شرَّ مآب » به معناى بدترين جايگاه است .